القاب سادات
القابی که به سیدها داده میشود بر دو دسته است: انتسابی و احترامی. القاب انتسابی برای بیان نَسَب شخص و انتساب وی به طایفه یا قبیله معینی به کار میروند، مانند امامی، حسینی، حسنی. القاب انتسابی برای گرامیداشت منتسبان به خاندان رسالت به آنان اطلاق میشود و اغلب سیدها بر خود اطلاق نمیکنند، چنانکه در مورد مراجع متأخر شیعه که از سادات بودهاند چنین بوده است، مثلاً نقش مهر سید محسن حکیم، محسن الطباطبائی الحکیم، و نقش مهر سید ابوالقاسم خویی، ابوالقاسم الموسوی الخوئی، بود. در روزگار پیشین هم این گونه بوده و در نسخ خطی و متون کهن معمولاً سادات خود را به این القاب ننامیدهاند. در ایران نیز اگر سادات پیشاپیش نام خویش لفظ «سید» میآورند، برای تفاخر و بزرگ داشتن انتساب خود به خاندان رسالت است و در این موارد سید میتواند جزئی از نام باشد. برخی از القاب احترامی که در روزگار مختلف برای گرامی داشت سادات به کار برده میشده به شرح زیر است:
لقب میرزا
معمولاً در بین سادات رسم است که نسبت سیدی از پدر به فرزند برسد. روی همین اصل کسانی که از مادر یا مادر بزرگ سید هستند اصطلاحاً شریف یا میرزا) میرزایه و شریفه حالت مؤنث میگویند. بخاطر همین است که در ایران چنین فامیلهایی بوفور دیده میشود:
میرزازاده، میرزایی، میرزاییان، شریف، شریفی، شریفیان و...
در دورهٔ قاجار اصطلاحاً به شاهزادگان قجری میرزا میگفتند ولی اکثر این میرزاها نام خانوادگی میرزایی برای خودشان برنگزیدند چون بغیر از میرزا لقب دیگری داشتند و بر اساس آن لقب نام خانوادگی برگزیدند که پیشتر نمونه اش رو دیدید، البته باید این راهم گفت که بعضی از وزیران و شاهزادگان این فامیل را دارند و نام خانوادگی را از خود شاه و یا شاهزادگان هدیه گرفتند. در دوران پیشتر، میرزا به کسی گفته میشد که در کار نوشتن و حساب و کتاب دیوان سالاریهای دولتی بود و عملاً قشر مرفه و سطح بالای جامعه را تشکیل میداد و به صورت عام با سوادان دوران گذشته بودند. از همین رو به سادات تحصیل کرده، میرزا نیز اطلاق میشده است.
در منطقه بیابانک و روستای فرخی به سادات در قدیم میرزا اطلاق میگردیده است و در حال حاضر این سادات اغلب به سید تغیر پیدا کردهاند به غیر از سادات که از شهرهای دیگر آمدهاند. خاندان ترابی نیز به گفته اغلب قدیمیها از شهر دامغان به روستای فرخی (بیابانک) آمدهاند
مرعشی مینویسد:... سادات از آوازه ولایت و عهدنامه مأمون که بر حضرت امامت پناهی داده بود، روی بدین طرف نهادند؛ و او را بیست و یک برادر دیگر بودند. این مجموع برادران و بنو اعمام از سادات حسینی و حسنی به ولایت ری و عراق رسیدند.[۲۳] او پس از ذکر تغییر سیاست مأمون در به شهادت رساندن امام رضا (ع) در مورد عکسالعمل سادات، مینویسد: چون سادات خبر «غدر» مأمون که با حضرت رضا کرد شنیدند، پناه به کوهستان دیلمستان و طبرستان بردند؛ و بعضی بدانجا شهید گشتند؛ و مزار و مرقد ایشان، مشهور و معروف است؛ و چون اصفهبدان مازندران در اوایل که اسلام قبول کردند، «شیعه» بودند و با اولاد رسول علیهم السلام، حسن اعتقاد داشتند، سادات را در این ملک، مقام آسانتر بود.
هزارجريب و روستاي پارسا ...ما را در سایت هزارجريب و روستاي پارسا دنبال میکنید
برچسب: القاب سادات, نویسنده: بازدید: 180